نظر یک خانم غربی( کانادایی)از سفرش به ایران

[ad_1]


نظر یک خانم غربی( کانادایی)از سفرش به ایران

نظر یک خانم غربی( کانادایی)از سفرش به ایران

?روز اول حس میکردم جایی میرم که مردم دارن بمب هسته ای تولید میکنن و دنیا رو منفجر میکنن. وقتی رفتم از آرامش و مدرن بودن اونجا تعجب کردم. از شهرهای زیادی از اروپا، مدرن تر و شهری تر بود. ساختمون های زیادی داشت که بعضی از اونها معمولی و خیلی از اونها معماری مدرنی داشتند. راستی در روز اول سفرم، فکر میکردم قراره اتفاقی بیفته اما واقعا امن بود. خیلی امن.

? ایرانی ها مذهبی هستند. خانوم ها موهاشونو با روسری و دست هاشونو تا مچ میپوشونند. من زمستون اونجا رفتم. واقعا مشکلی نداشتم. در شهر خودم هم در زمستون ها سرم رو با کلاه یا شال میپوشونم. آره من اصلا مشکلی نداشتم. و تازه با اینکه به من گفته بودند پلیس حجاب دارند اما خانوم های زیادی رو دیدم که روسری هاشون واقعا عقب بود. خیلی عقب. یعنی تقریبا موهاشونو نپوشونده بودند. و به نظرم برای همین پلیس حجاب داشتند تا خانوم هایی مثل اونها روسری هاشونو برندارند. من خودم برای اینکه میخواستم مشکلی برام ایجاد نشه، موهامو پوشونده بودم و کمی از اون دیده میشد. هیچ مشکلی پیدا نکردم اما مردم دایم بهم میگفتند اوه تو باید اونطوری که دوست داری باشی! باور نمیکردند که رعایت حجابشون برای من سخت نیست.

?قبل از اینکه برم ایران فکر میکردم مردم کاملا مخالف با مذهب هستند. مردم با رعایت کردن قوانین مذهبی مشکل دارند. اما من تعجب کردم که دیدم خیلی از اونها قوانین رو رعایت میکنند. با اینکه اجازه دارن کامل رعایت نکنن اونها کامل رعایت میکردند. و خیلی شاد بودن و از زندگیشون لذت میبردند. به علاوه مردم در کنار هم با هارمونی زندگی میکردند. من دوستانی رو میدیدم که در ظاهر باهم متفاوت بودن اما واقعا در کنار هم شاد بودن.

?من با دو خانواده در رابطه بودم. یک خونواده کاملا شبیه غربی ها، و یکی خیلی شرقی و مذهبی و هر دو خیلی خوب، آره هر دو به یک اندازه صمیمی و خوش میزبان بودند.

?در ایران خیلی زیاد داروخانه دیدم. هر گوشه یک داروخونه بود. مردم براشون مهمه که سالم باشند. تعداد زیاد داروخونه ها مثل فرانسه بود. و مردم یکم که حالشون بد میشد سریع یک قرص میخوردن تا بدتر نشند.

?متوجه شدم برای ایرانی ها بینی خیلی مهمه. منظورم اینه، براشون مهم بود بینی هاشون خوب بنظر برسه. بارها این رو دیدم که مردم روی بینیشون چسب داشتند. اوایل اینو نمیدونستم از یکی که از اونها که روی بینیش چسب داشت پرسیدم و بعدا هم بیشتر پرسیدم و فهمیدم برای مردم پرستیژه که بگن بینیشون رو جراحی کردن و تغییرش دادن. (قهقهه) نمیدونم به نظرم خیلی عجیب اومد.

?تحصیلات در کشورشون خیلی مهمه. از بیرون که نگاه میکنی فکر میکنی باید زن هاشون تحت فشارهای زیادی باشند. اما در کمال تعجب زن های بیشتری نسبت به مردها دانشگاه میرفتند. همه هم تحصیلات دانشگاهی داشتند و تحصیلات و دانشگاه خیلی براشون مهمه.

?یکی از مهم ترین چیزها برای ایرانی ها خانواده ست. در غرب هر کس برای خودشه و اگر بتونه، در مرحله ی بعد، ارتباط با پدر و مادرش هم داره. در هند مردم با پدربزرگ ها و مادربزرگ ها، باهم زندگی میکنند. در ایران، ترکیب این دوتاست. مردم با اینکه با فامیل یکجا زندگی نمیکن اما با فامیلشون خیلی رابطه دارن و نزدیکن. پدر و مادر و خواهر و برادر که خیلی مهم هستند و خیلی کم آدم ها تنها زندگی میکنن و اینو خوب هم نمیدونند.

نظر یک خانم غربی( کانادایی)از سفرش به ایران



نظر یک خانم غربی( کانادایی)از سفرش به ایران


ایرانتوریستکانادا

[ad_2]

لینک منبع

گویند مرا چو مُرد مادر!

[ad_1]


گویند مرا چو مُرد مادر!

گویند مرا چو مُرد مادر!

?پسرم مادرت خواب نیست. مُرده است!

? پسرم از آن پستان شهد مرگ می نوشی.
آنی که می نوشی شیر نیست. شرنگ بی وجدانی دنیائی است که به عشق محتاج است خود نمی داند.

?مادرت خواب نیست. آنکه خواب است وجدان بی مقدار مدعیان حقوق بشر است که از پس آروغ های مهوع شان بعد از سر کشیدن گیلاس های شامپاین در ضیافت خریت و کارناوال بهیمیت «خفقان مرگ» می تراود.

?پسرم ؛ مادرت خواب نیست. مادرت مُرده است. از بس که شرافت و معرفت و انسانیت مُرده است.

?بچه که بودیم به شوق می خواندیم:
گویند مرا چو زاد مادر ـ پستان به دهان گرفتن آموخت.

?پسرم حال نوبت توست تا به حزن بخوانی:
گویند مرا چو «مُرد» مادر ـ پستان به دهان گرفتن آموخت.

◾️(کودک مسلمان برمه ای بر بالین مادر)

?داریوش سجادی

گویند مرا چو مُرد مادر!



گویند مرا چو مُرد مادر!


کودکمادرمسلمان

[ad_2]

لینک منبع

قاسم، همکلاسیِ مریم

[ad_1]

قاسم، همکلاسیِ مریم

۱. ریاضی یک و دو همکلاس بودیم با قاسم و مریم [میرزاخانی] اون زمان یک درس ریاضی ویژه بود مال مدعیان یکی دو جلسه اش رو خود مریم درس داد. از المپیادی‌های هم‌دوره‌ای مریم، فقط یک نفر بعد از تکمیل تحصیلاتش برگشت تا در ایران کار کند.

۲. او قاسم اکسیری‌فرد؛ هم‌ وزن میرزاخانی، بچه خونگرم جهرم بود. در تهران عضو هیئت‌علمی دانشگاه خواجه‌نصیر شد و مشغول پژوهش در زمینه فیزیک ذرات بنیادی و گرانش.

۳. ولی در ایران بعد از مدتی به جرم/بهانه اینکه «صدایش زنانه است» از ادامه کارش جلوگیری کردند. موقعیتی سورئال درخور سوژه فیلم‌های بونوئل.

۴. تلاش کرد که از منطقی‌ترین راه‌هایی که به ذهنش می‌رسید برای حق تدریس‌اش بجنگد ولی در این مدت کلکسیون نسبتاً کاملی از تمام مصائب ممکن سرش آمد.

۵. به هر طریقی که به ذهنش رسید اعتراض کرد. هر کسی را میتوانست ملاقات کرد تا به این ظلم عیان و آبزرد شکایت کند. همه را‌ه‌ها به رویش قفل شد.

۶. رئیس دانشگاه دستور داد حراست به دانشگاه راهش ندهد. دانشجوها اعتراض کردند، بی‌فایده. فیزیک‌دانان داخلی و خارجی در حمایتش نامه نوشتند، بی‌اثر.

۷. مدتی با تابلوی اعتراضی جلو دانشگاه ‌می‌ایستاد. بعد تصمیم گرفت در همان خیابان تخته ببرد و به تدریس فیزیک برای عموم مشغول شود.

۸. می‌گفت بیشترین سوالات رهگذران درباره نسبیت عام است. با احضار به دادسرا، تدریس فیزیک در خیابان را هم بر او ممنوع کردند.

۹. پس از مدتی حتی از ورودش به ساختمان وزارت علوم برای تسلیم شکایت‌نامه‌اش جلوگیری شد. مقامات وزارت علوم هم از دیدار با او سرباز می‌زدند.

۱۰. طبعاً ماجرا کمی سیاسی شد. مسیح علینژاد درباره صدای دردسرسازش با او مصاحبه کرد و ماجرایش در وب‌سایت‌های خبری منعکس شد.

۱۱. مثل همه آدمهای عادی که چاره‌‌ دیگری برای مشکلات غیرسیاسی نمی‌یابند، فهمید کار از ریشه می‌لنگد.خواست گره مشکلات را در لایه عمیق‌تری باز کند.

۱۲. برای نمایندگی شهر جهرم در مجلس شورای اسلامی ثبت‌نام کرد. صلاحیت‌اش «احراز نشد» طبعاً بدون اعلام دلیل.

۱۳. پرونده‌اش را هنوز پی‌میگیرد. اراده عجیبی دارد. امیدوارم مشکلش به طریقی حل شود. قاسم حیف است. حیف‌ترین‌های دوران.

قاسم، همکلاسیِ مریم

[ad_2]

لینک منبع

کدام عار است؟ ندامت تتلو یا وطن‌فروشی و خیانت‌های شما؟!

[ad_1]

کدام عار است؟ ندامت تتلو یا وطن‌فروشی و خیانت‌های شما؟!

حضور امیر حسین مقصودلو (تتلو) در مراسم یک سالگی فارس پلاس، بهانه عقده‌گشایی‌های تحریف‌آمیز علیه نیروهای انقلابی از سوی افراطیون مدعی اصلاحات شد.

تتلو پیش از این هم به ملاقات آیت‌الله رئیسی رفته بود. گذشته آمیخته به خلاف و خطای تتلو و خالکوبی وی طبیعتاً موجب اعتراض و انتقاد بود. اما او مدتی قبل ضمن اعلام پشیمانی و ندامت گذشته خود، عنوان کرد که توبه کرده است. وی همچنین بر دفاع از وطن در مقابل دشمنی‌های رژیم‌های مرتجع و آمریکا تأکید دارد و نسبت به شهدا و مدافعان حرم ابراز تواضع و احترام کرده است.

اما رویکرد نیروهای انقلابی به وی یا برخی هنرمندان که مواضع مشابهی اتخاذ کرده‌اند، با آشفتگی و عقده‌گشایی افراطیون مدعی اصلاح‌طلبی مواجه شده است.

سایت‌ها و روزنامه‌ها و کانال‌های تلگرامی این طیف چه در هنگام ملاقات تتلو با آیت‌الله رئیسی و چه حضور وی در جشن فارس پلاس ضمن هیاهوی شدید سعی کردند این اتفاق را به عبور از اصول یا موضوع انتخابات و رأی جمع‌کنی به هر قیمت (کاری که خود در آن استاد تمام و بی‌چهارچوب هستند) ربط دهند.

یکی دیگر از همین سایت‌ها (عصر ایران) ماجرا را با موضوع مینو خالقی مقایسه کرد و دیگری بن‌بست اصولگرایی خواند.

عباس عبدی هم با اشاره به عکس تتلو در کنار حمید رسایی در جشن فارس پلاس نوشت:

«اصولگرایی را می‌توان به پیش و پس از این عکس طبقه‌بندی کرد. احتمالاً این عکس را بدهم در قطع مناسب چاپ کنند و در دفترم بزنم با این تیتر که اگرعوامل دیگر نتوانست این جماعت را ذوب کند انتخابات بخوبی توانست.

عبدی اضافه کرد: این جماعت که نه سخت است و نه استوار؛ برای دود کردنشان کوشش برای کسب چند رأی ناقابل و البته حلال کافی است».

عبدی همچنین در مصاحبه با نامه نیوز گفت: «خدا عاقبت کسانی را به خیر کند که آرای خاکستری‌شان می‌خواهد تتلو و کلاه مخملی‌ها باشد.

من که دیروز عکس مراسم را دیدم جا خوردم. به نظرم همه در نهایت تتلیتی می‌شوند و یک کلاه مخملی هم سرشان بگذارند، تمام است…

یک گروه باید دنبال بازسازی هویت خودش در درجه اول باشد؛ نه آنکه هویت خودش را هم از دست بدهد».
روزنامه‌های زنجیره‌ای هم مفصلاً این موضوع را دستمایه کنایه و تحریف خود قرار داده‌اند.

در پاسخ به این هیاهوی تحریف‌آمیز باید گفت: تتلو می‌گوید از کرده‌های گذشته خود تائب و پشیمان است.

کسی می‌تواند او و قبیل او را در موضع ابراز ندامت نپذیرد و دست رد به سینه‌شان بزند؟ میزان حال فعلی افراد است و او امروز می‌گوید توبه کرده است، ضمن اینکه نسبت به وطنش در مقابل دشمنان و وطن‌فروشان تعصب دارد.

فردا هم اگر او یا بزرگتر از او (مانند برخی انقلابیون بدفرجام چپ) پا کج گذاشتند، نیروهای انقلابی معترضشان می‌شوند. منطق توبه و پشیمانی تتلو را مقایسه کنید با ارتجاع برخی افراطیون مدعی اصلاح‌طلبی که از آرمان‌های اسلام و انقلاب رویگردان شدند و با دشمنان اسلام و ایران پالوده خور شدند.

به راستی آیا پذیرفتن انسانی که می‌گوید پشیمانم و توبه کرده‌ام عار است، یا پسرفت و ندامت برخی چپ نماهای رویگردان از انقلاب که با مفسدان سیاسی و اقتصادی و فرهنگی هم پیاله شدند،

در آمریکا، انگلیس و فرانسه پناهندگی گرفتند، نان خور رژیم آل‌سعود شدند و کمک مالی گرفتند (از خاتمی تا مهاجرانی)، با زنان نامحرم ایتالیایی دست دادند، کشف حجاب کردند، با جام شراب به تمسخر پرچم عزای امام حسین(ع) پرداختند،

با گوگوش و فعالان بهایی شبکه بی‌بی‌سی و من‌وتو، رفیق گرمابه و گلستان شدند و از گوگوش تا سروش (اکبر پونز و روحانی نماهای باند مهدی هاشمی و ملی مذهبی‌ها و سلطنت‌طلب‌ها و ساواکی‌ها را یک جا دور هم جمع کردند و آن را جبهه بین‌العباسین و سپس جبهه «از گوگوش تا سروش» خواندند.

همین آقای عبدی زمانی به پاریس رفت و با باری روزن عضو ارشد لانه جاسوسی سفارت آمریکا ملاقات کرد.

روزن پس از جلسه گفت او از من عذرخواهی کرد و من هم پذیرفتم؛ هر چند عبدی منکر شد. خب! آیا پذیرفتن کسی که می‌گوید از گذشته خطای فردی خود پشیمان است و می‌خواهد توبه کند، عار است یا عکس‌های کشف حجاب داودی مهاجر و شادی صدر و… و یا عکس مهاجرانی در الجنادریه با سعودی‌ها و از این قبیل؟!
فساد و خیانت واقعی مربوط به کسانی است که مزدوری آمریکا و انگلیس و اسرائیل را کردند و دست‌کم دوبار آشوب راه انداختند و علناً در نشریات خود- آن هنگام که داغ بودند- گفتند «علیه خدا هم می‌شود تظاهرات کرد، باید ختم انقلاب را گرفت، اسلام ارتجاعی است» و کف خیابان علیه امام حسین(ع) هتاکی کردند و درباره علت جنبش سبز کذایی گفتند که ما می‌خواهیم شراب بنوشیم و با مینی‌ژوپ به خیابان بیاییم واسلام نمی‌گذارد!

جریان حزب‌اللهی منطق روشنی دارد: میزان حال فعلی افراد است. هرکس به جانب اخلاق و ارزشها و اسلام و ایران بازگشت، باید از او استقبال کرد. و هرکس از در ون جبهه انقلاب، به بیرون از آن رفت و مقابل اصول و آرمان‌ها ایستاد و هم پیاله با دشمنان شد- ولو سابقه خوب داشته باشد- به اعتبار امروزش باید بااو برخورد کرد.

کدام عار است؟ ندامت تتلو یا وطن‌فروشی و خیانت‌های شما؟!

[ad_2]

لینک منبع

۷۰درصد آمریکایی ها مدرک دانشگاهی ندارند.

[ad_1]

۷۰درصد آمریکایی ها مدرک دانشگاهی ندارند.

?70% of Americans don’t have college degree

? According to census data, 209.3 million people in the United States are 25 years old or older, and 66.9 million have a bachelor’s degree or higher (such as a master’s, professional or doctoral degree).
That means about 68 percent of them do not have a bachelor’s degree.

?بر اساس آمار، ۲۰۹.۳ میلیون نفر در آمریکا بالای ۲۵ سال دارند، که ۶۶.۹ میلیون نفر از آنها مدرک لیسانس (یا بالاتر) دارند.
به عبارت دیگر حدود 68 درصد آنها، حتی لیسانس هم ندارند.

? goo.gl/dLFCaO

?What percentage of Americans don’t go to college and why?

?چند درصد آمریکایی ها به کالج نمیروند؟ چرا؟

?The Bureau of Labor Statistics (BLS) reported that 69.2% of the “2015 high school graduates were enrolled in college or universities”

? 69.2درصد فارغ التحصیلان سال 2015 دبیرستان های آمریکا، برای تحصیل در کالج یا دانشگاه ها ثبت نام کردند.

?Some may never be able to cover the costs which include more than the explicit ones related to tuition, fees, books, and such. One might consider that helping to fund a couple of years for everyone would allow some improvement to society.

?بعضى از آنها هرگز نمیتوانند از پس هزینه های تحصیل، شامل شهریه دانشگاه، خرید کتاب و… بر بیایند.

?goo.gl/kFWndj

[ad_2]

لینک منبع

قبل از ظهور مهدی موعود، در میدانهای مجاهدت، انسانهای پاک امتحان می شوند

[ad_1]


قبل از ظهور مهدی موعود، در میدانهای مجاهدت، انسانهای پاک امتحان می شوند

قبل از ظهور مهدی موعود، در میدانهای مجاهدت، انسانهای پاک امتحان می شوند

?رهبر معظم انقلاب: قبل از دوران مهدی موعود، آسایش و راحت طلبی و عافیت نیست. در روایات، «والله لتمحصن» و «والله لتغربلن» است، به شدت امتحان می شوید، فشار داده می شوید.

?امتحان در کجا و چه زمانی است؟ آن وقتی که میدان مجاهدتی هست.

?قبل از ظهور مهدی موعود، در میدانهای مجاهدت، انسانهای پاک امتحان می شوند. در کوره های آزمایش وارد می شوند و سربلند بیرون می آیند و جهان به دوران آرمانی و هدفی مهدی موعود (ارواحنا فداه) روزبه روز نزدیکتر می شود،

?این، آن امید بزرگ است.

?٧٠/١١/٣٠

قبل از ظهور مهدی موعود، در میدانهای مجاهدت، انسانهای پاک امتحان می شوند



قبل از ظهور مهدی موعود، در میدانهای مجاهدت، انسانهای پاک امتحان می شوند


امام خامنه ایامام زمانرهبر

[ad_2]

لینک منبع