قاسم، همکلاسیِ مریم

[ad_1]

قاسم، همکلاسیِ مریم

۱. ریاضی یک و دو همکلاس بودیم با قاسم و مریم [میرزاخانی] اون زمان یک درس ریاضی ویژه بود مال مدعیان یکی دو جلسه اش رو خود مریم درس داد. از المپیادی‌های هم‌دوره‌ای مریم، فقط یک نفر بعد از تکمیل تحصیلاتش برگشت تا در ایران کار کند.

۲. او قاسم اکسیری‌فرد؛ هم‌ وزن میرزاخانی، بچه خونگرم جهرم بود. در تهران عضو هیئت‌علمی دانشگاه خواجه‌نصیر شد و مشغول پژوهش در زمینه فیزیک ذرات بنیادی و گرانش.

۳. ولی در ایران بعد از مدتی به جرم/بهانه اینکه «صدایش زنانه است» از ادامه کارش جلوگیری کردند. موقعیتی سورئال درخور سوژه فیلم‌های بونوئل.

۴. تلاش کرد که از منطقی‌ترین راه‌هایی که به ذهنش می‌رسید برای حق تدریس‌اش بجنگد ولی در این مدت کلکسیون نسبتاً کاملی از تمام مصائب ممکن سرش آمد.

۵. به هر طریقی که به ذهنش رسید اعتراض کرد. هر کسی را میتوانست ملاقات کرد تا به این ظلم عیان و آبزرد شکایت کند. همه را‌ه‌ها به رویش قفل شد.

۶. رئیس دانشگاه دستور داد حراست به دانشگاه راهش ندهد. دانشجوها اعتراض کردند، بی‌فایده. فیزیک‌دانان داخلی و خارجی در حمایتش نامه نوشتند، بی‌اثر.

۷. مدتی با تابلوی اعتراضی جلو دانشگاه ‌می‌ایستاد. بعد تصمیم گرفت در همان خیابان تخته ببرد و به تدریس فیزیک برای عموم مشغول شود.

۸. می‌گفت بیشترین سوالات رهگذران درباره نسبیت عام است. با احضار به دادسرا، تدریس فیزیک در خیابان را هم بر او ممنوع کردند.

۹. پس از مدتی حتی از ورودش به ساختمان وزارت علوم برای تسلیم شکایت‌نامه‌اش جلوگیری شد. مقامات وزارت علوم هم از دیدار با او سرباز می‌زدند.

۱۰. طبعاً ماجرا کمی سیاسی شد. مسیح علینژاد درباره صدای دردسرسازش با او مصاحبه کرد و ماجرایش در وب‌سایت‌های خبری منعکس شد.

۱۱. مثل همه آدمهای عادی که چاره‌‌ دیگری برای مشکلات غیرسیاسی نمی‌یابند، فهمید کار از ریشه می‌لنگد.خواست گره مشکلات را در لایه عمیق‌تری باز کند.

۱۲. برای نمایندگی شهر جهرم در مجلس شورای اسلامی ثبت‌نام کرد. صلاحیت‌اش «احراز نشد» طبعاً بدون اعلام دلیل.

۱۳. پرونده‌اش را هنوز پی‌میگیرد. اراده عجیبی دارد. امیدوارم مشکلش به طریقی حل شود. قاسم حیف است. حیف‌ترین‌های دوران.

قاسم، همکلاسیِ مریم

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *